به‌ پايگاه اطلاع رساني ‍‍ مركز فعاليتهاي قرآني دانشجويان ايران خوش آمديد                                                                                                                  سه شنبه 20 بهمن 1388                                      Tuesday , Feb 9 , 2010

           پايان‌نامه‌هاي قرآني

 

2910 عنوان پايان نامه: امامت در قرآن از ديدگاه فريقين
نويسنده : عبدالعليم برهاني
دانشگاه : جامعه المصطفی العالمیه
تاريخ پايان نامه : 1381
استاد راهنما : دكتر سيد رضا مؤدب

چکيده : امامت بخش مهمی از اعتقادات ما را تشكي مي دهد. معتقدات ديني وقتي از استحكام برخوردار است و ارزش دارد كه مبتني بر آيات قرآن و سنت رسول خدا (ص) و ائمۀ معصومين (ع) باشد.بحث امامت يك بحث قرآني است و در بين انبيای پيشين نيز مطرح بوده و تنها مربوط به دوران پس از اسلام نيست؛ ولي از آن جا كه پس از رسول خدا (ص)، امامت جداي از نبوت مطرح است اين مسأله به صورت يك بحث جدي در ميان مسلمين مطرح گرديده و مورد اختلاف شديد بين مسلمين بود و با ماجراهاي غم انگيز در تاريخ اسلام روبه رو شده است، كه عامل آنها قدرت طلبان زورگو و متعصبین مذهبی بوده اند. از ديدگاه لغويين، امام هر چيزي است كه معيار و مقياس در عمل و نظر باشد، انسان باشد يا غير انسان، حق باشد يا باطل. در قرآن نيز كلمۀ امام هم در پيشوايان حق و هم باطل و هم انسان و غير انسان به كار رفته است.اماميه آن را از اصول دين و يك مسأله كلامي مي داند، ولي اهل سنت آن را يك مسأله فرعي و فقهي مي دانند، زيرا آنان نصب امام را از سوي بندگان و اماميه نصب آن را بر خداوند واجب مي دانند.در قرآن، امامت بالاتر از نبوت است؛ زيرا امامت در آيۀ «ابتلاء» پس از دوران نبوت به ابراهيم (ع) اعطا شده است، و ابراهيم (ع) در دوران نبوت فرزند نداشته در حالي كه در هنگام اعطاي امامت داراي ذريه بود و براي آنان از خداوند درخواست امامت مي نمايد. از سوي دیگر، «جاعلك» اسم فاعل است و اماماً مفعول ثاني آن است و اسم فاعل وقتی عمل مي كند كه به معناي حال يا استقبال باشد؛ در حالي كه ابراهيم قبلاً نبي بوده معنا ندارد دوباره به نبوت برگزيده شود؛ بر خلاف هل سنت كه امامت را همان نبوت مي دانند.يكي از معيارها قرآن برای گزینش افراد به تصدي مقام، صلاحیت علمي است. شايسته جامعه اسلامي نيست كه رهبري آن در دست فردی باشد كه صلاحيت علمي لازم را ندارد. اماميه متفقاً معتقدند كه امام بايد افضل و اعلم تمام انسان ها بوده وعلم او هم از منبع وحي باشد، زيرا اگر عملش را از انسانی گرفته باشد، آن انسان، اعلم است و تقديم مفضول بر فاضل قبيح است؛ بر خلاف اهل سنت كه علم امام را در حد يك مجتهد و يا يك قاضي از قضات مسلمين و تقديم مفضول بر فاضل را جايز مي دانند که به نظر ما هر دو نظر آنها مخالف آيات قرآن است؛ زیرا:1. علم امام، اجتهادي نيست؛ چون در قرآن كلمۀ «اوصياء» آمده.2. تقديم مفضول بر فاضل خلاف عقل و نص قرآن است؛ قرآن معيار براي برتري انسان ها بيان داشته است كه بايد آنها مقدم باشد.آيۀ «ومن عنده علم الكتاب» معلوم شد كه تنها مصداق آن علي (ع) است. مراد از آن، خداوند نيست، چون واو عطف دلالت بر تغاير دارد. مراد از آن، رسول خدا نيز نيست، زيرا شاهد بايد غير از مشهود باشد و اهل كتاب مانند اين سلام و سلمان و ... آنها نيست زيرا آنان در مدينه مسلمان شدند در حالي كه آيه مكي است. سخنان حضرت علیه (ع) در نهج البلاغه نيز شاهد است بر اين كه مراد، علي (ع) است، زيرا آن حضرت مي گويد من نور وحي و رسالت را مي ديدم و نامه هاي شيطان را مي شنيدم و رسول خدا فرمود ياعلي تو هرچه را من مي شنوم، مي شنوي و هرچه را من مي بينم، تو مي بيني؛ جز اين كه تو نبي نيستي. مراد از كتاب، قرآن است و قرآن مشرف بر تمام كتاب های آسمانی است و همه چيز در آن آمده و علي (ع) نيز بر همه آنچه در قرآن است عالم است.عصمت يكي از شرايط مهم امامت است و ضرورت آن را براي اين مقام بزرگ الهي بررسي كرديم و اين كه امام وظيفۀ مهمش هدايت و رهبري امت است شخص هادي مي بايد خود در طريق حق و صراط مستقيم باشد تا ديگران از او پيروي نمايد، و نيز غرض از نصب امامت، تنظيم در دين است و اين نظم حاصل نمي شود جزء با وجود يك امام مطاع و امام هم وقت مطاع است كه معصوم باشد از سوي دیگر، وظايف امام همان وظيفه هاي پيامبر است. حفظ دين اسلام از خطاها، بيان احكام و اجراي دستورهای الهي، بدون كم و كاست، بيان معارف و مقاصد قرآن و پاسخگو بودن به هزاران پرسش دربارۀ احكام و موضوعات كه حادث مي شود و در تمام اين موارد، بايد رفتار و گفتار امام مطابق واقع باشد و اين جز با عصمت امكان پذير نيست، چيزي كه اماميه بدان معتقدند و آن را براي مقام امامت ضرور مي دانند.مجموع معناي عصمت، حفظ و نگهداري انسان است از امری كه سبب هلاكت انسان مي گردد و براي او عاقبت سوء دارد. در اصطلاح، عصمت عبارت است قوه و ملكه ای كه صاحبش را از ارتكاب معصيت وقوع در خطا باز مي دارد؛ طوري كه واجب را ترك می کند و حرام را بجا نمي آورد با اين كه قدرت بر آن ها را دارد و عصمت منافات با اراده و اختيار انسان ندارد.از ديدگاه اماميه، امام جانشین پیامبر است و در عصمت نيز مثل اواست. ائمه از دوران كودکي تا لحظۀ مرگ مرتكب خطا و اشتباه، نه سهواً و نه عمداً، نمي گردند و در تمام دوران زندگي معصومند.اهل سنت، بيعت اهل حل و عقد، قهر و غلبه بر مردم و تعيين شورا را از راه هاي تعيين امام مي دانند و بزرگان آنها به اين مطلب تصريح كرده اند و منصب امام بر بندگان واجب دانسته و وجوب را هم شرعي مي دانند و عقل را در مسأله دخالت نمي دهند.بر خلاف آنها، اماميه هيچ يك از آن طرق را نپذيرفته و تعيين امام را فقط از جانب خدا مي دانند؛ زيرا در قرآن جعل امام در آيات متعدد به خدا نسبت داده شده است و وجوب منصب امام را هم عقل و هم شرعي مي دانند و معتقدند مردم نقش در تعيين امام ندارند. روايت امام رضا (ع) نيز مؤيد آن است.

 

آثار هنري ،  اشعار ، آرشيو اصوات ، پايان‌نامه‌ها ، جشنواره‌هاي قرآني ، سايت‌هاي قرآني ، مقالات قرآني ، نشريات ، كتب  ،

 كانون‌هاي تخصصي ، متخبين جشنواره‌ها ، 
تماس با ما
،درباره ما ،نقشه سيت،راهنما

©2004 Iranian Students'Quran Agency. All rights reserved